apocalypse

art

سرد، شب، زمستان.
گرمم ولی همچنان تنهام. می‌فهمم که مجبورم خودم را به زیستنِ طبیعی در این انزوا عادت ‌دهم، درِ آن حرکت ‌کنم، کار ‌کنم، همراه با، عجینِ با "حضورِ غیاب".
روزنوشت عزا _ رولان بارت

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

● تراژدی سیب

◎ شعری از : تد هیوز

○ ترجمه : حسین مکّی زاده


"تراژدی سیب" یکی از زیباترین پارودی های (بازروایتی موهن و کفرآلود!) تد هیوز در مجموعه ی "کلاغ، از زندگی و ترانه های کلاغ"  است. کلاغ ِ تد هیوز در سفرش ازپی کشف جهان به بازسازی افسانه و اسطوره های کهن می پردازد. این شعر روایت ِ کلاغ از مقدمه ی هبوط آدمی و خوردن میوه ممنوعه است که به شکلی هزل آمیز به تصویرکشیده است. 


تراژدی سیب


پس به روز هفتم

آرام گرفت مار

خداوند نزد او آمد و گفت

"من بازی جدیدی آفریده ام"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۴ ، ۰۴:۲۵